مادر کشی با دشنه

در ساعت10:47 دقیقه جمعه صبح جولای سال 2014 زنی که خود را همسایه مقتول معرفی نمود در تماس با پلیس خبر قتل پیرزنی در روستای لوراتو شهر سائوپائولو برزیل را به پلیس اعلام نمود.

-پلیس محلی ضمن حضور در صحنه جرم اقدام به حفظ صحنه جرم جهت رسیدن پلیس جنایی نمود.

-تیم تشخیص هویت در صحنه حضور به عمل رسانید و بعد از 80 دقیقه بررسی گزارش ذیل را به کارآگاه پرونده ارائه داد همچنین تعدادی از مدارک را نیز جهت بهره برداری بیشتر به آزمایشگاه تشخیص هویت برد.

-طبق گزارش هیچگونه آثار ورود به عنف یا زور از در و شش پنجره موجود در منزل دیده نمی شود.

-خون موجود در صحنه جرم متعلق به قربانی است

-روی زمین اثر جای پا با سایز 43 مردانه موجود است.

-الگوی پاشیدگی خون بصورت پاشیدگی روی قسمتی از نیمکت و چکیدن قطرات از منشا ضربه خودرگی به سمت پایین نیمکت است.

- آلت قتاله در صحنه وجود ندارد.

-مقتول در حالت درازکش و از پشت سر مورد ضربه قرار گرفته ومحل جسدتغییر پیدا نکرده.

- مقتول از محل برخورد ضربه تحرکی به خود نداده و به نظر می رسد به علت سن بالا در همان زمان مرده.

-چراغ ها خاموش بوده و پرده پنجره ها نیز کشیده نشده بود.

-در دستشویی آثاری از خونابه پیدا شده که می تواند مربوط به شستن  دست و اعضای بدن قاتل باشد.

- روی دمپایی دستشویی چند تار مو پیدا شده که امکان اینکه متعلق به قاتل باشد وجود دارد.

- روی بدن مقتول نیز چند تار مو پیدا شد.

- وضعیت خانه مرتب بوده و به هم ریخته نیست.

- چیزی از منزل سرقت نشده.

-در راستای سر مقتول روی نیمکت اثر تازه ای از برخود شیعی برنده به نیمکت وجود دارد که تازه به وجود آمده.

-با توجه به نوع زخم ها و بردگی های بدن مقتول اندازه آلت قتاله بیش از 8 سانتی متر بوده.

-یک کتاب زیر نیمکت افتاده که صفحه اول آن باز است.

-یک بشقاب  و مقداری برنج  و یک تکه میوه روی زمین  پایین نیمکت مماس است که به نظر محل بشقاب دستکاری شده.

-یک نشریه متعلق به مد و زنان نیز در نزیک ضلع شمالی نیمکت وجود داشت.

-پزشکی قانونی پس از معاینه جسد گزارشی حاوی نکات ذیل را به کارآگاه پرونده ارائه داد.

-  مرگ براثر ضربه شیع برنده به پس سر و خونریزی وشوک حاصل از آن با توجه به سن بالای مقتول است.

- تعداد ضربات کشنده به پس سر بالای 5 ضربه بود.

-از زمان مرگ زیر یک ساعت می گذرد.

-گوش سمت چپ قربانی علاوه بر بریدگی کبود نیز شده و آثار ضربه خوردگی بر آن مشهود می باشد.

تحقیقات کارآگاه پرونده

-کارآگاه پرونده از ادراه جرایم جنایی ناحیه بوگیتیو ابتدا با شخصی که وقوع قتل را گزارش داده بود صحبت کرد که نام او خانم دلمیرو بود

-خانم دلمیرو در خانه کناری مقتول زندگی می کرد وهمیشه به خانه پیرزن رفت و آمد داشت خانم دلمیرو گفت که مثل هروز صبح آمدم به او سر بزنم که متوجه شدم کشته شده چون او شخص قدیمی و کهنسال روستا بود او را مانند مادرم دوست داشتم و همیشه به پیش او می آمد همچنین شخصی را ندیدم که ازدیشب به او سر بزند.

-فرزندان و نوه های و فامیل مقتول در جلوی خانه تجمع کرده بودن که تعداد آنها به 56 نفر می رسید کارآگاه ضمن گرفتن آدرس و تلفن های آنان که عمدتا در همان روستا ساکن بودند مصاحبه با آنها را به بعد موکول کرد.

-کارآگاه پرونده انگیزه سرقت را منتفی می دانست و به فکر انگیزه کینه و انتقام شخصی بود.

-در تحقیقات از همسایگان و اطرافیان مشخص شد او پیرزنی 84 ساله و مهربان و بی آزار بوده و دشمنی چندانی با کسی نداشته و تمامی فرزندان او ازدواج کرده هر از گاهی با نوه ها به خانه او سر می زدند.

-تنها نکته قابل توجه نحوه تقسیم ارث توسط مقتول بوده زیرا او سال قبل ارث را به صورت مختلف میان فرزندان خود تقسیم کرده بود که باعث اختلاف زیادی میان ذینفعان و عروس ها و داماد ها شده بود.

-به نظر کارآگاه قاتل شخصی آشنا بوده که با اطلاع از خواب بودن مقتول به خانه آمده و طبق برنامه ریزی سریعا قتل را انجام داده و محل را ترک کرده.

-درنهایت کارآگاه با درست کردن جدولی و دادن ضریب مظنون بود اشخاص دخیل در پرونده 9 نفر را جهت آزمایش و تطبیق موی پیدا شده در صحنه جرم به آزمایشگاه فرستاد.

-بعد از3 هفته نمونه آزمایش شده با کوچک ترین پسر پیرزن که 61 سال مطابقت داشت و او به قتل مادر 84 ساله خود با یک دشنه دولبه اعتراف کرد.

-مقتول گفت : من از تقسیم ارث ناراضی بودم برای همین تصمیم به قتل مادرم گرفتم و روز قتل دشنه را زیر پیراهنم پنهان کردم و از در پشتی با پوشاندن صورت خود طوری که کسی مرا در راه نبیند وارد خانه شدم دیدم مادر خواب است .چندین ضربه به گردن او زدم تا از مرگ او مطمئن شوم سپس دستم را شستم و از همان در پشتی به آرامی بصورتی که کسی مرا نبیند به محل کارم رفتم.  

/ 8 نظر / 150 بازدید
helen

سلامممممم ايول ادم يه همچين وبايي رو ميبينه از وب خودش نااميد ميشه

helen

سلامممممم ايول ادم يه همچين وبايي رو ميبينه از وب خودش نااميد ميشه

عرفان

با درود . کارتون خيلي درسته جناب بني سعيد . واقعن وبلاگ جامع و کامل و بي نظيري دارين . هر شب قبل از خواب حتمن يک ساعت مطالبتون رو ميخونم . يه خواهش دارم . يادمه سال هفتاد و شش زماني که غلامرضا خوشرو يا همون خفاش شب رو اعدام کردن ، روز بعدش روزنامه ها عکس اعدامشو در حالي که لباسي تنش نبود چاپ کردن . خيلي دنبال اين عکس تو اينترنت گشتم . به نظرم تصوير و عکس فوق العاده اي بود . ممنون ميشم اگه دارين بذارين . با سپاس

شکیل

این پرونده روی اعصاب آدم میره!جالب بود خسته نباشید!

:((

عجب موجود نفهمی بوده پسرش... ولی می دونی چیه...احتمالا زنش اغفالش کرده بوده...اون زن رو باید از زبان به دار آویخت:)

مرتضي

قلبم درد گرفت،ديگه زمان داره به اخرش كم كم نزديك ميشه

محمد

با اجازه مدیر وب پاراگراف اخر ابتدای جمله قاتل گفت مرسی از وبلاگ عالی تون تشکر

ف.ت

سلام و خسته نباشید خدمت شما، با حوصله و پشتکار مطالب مفیدی گذاشتید. هر چند کامنت بعضی ها منو کمی ترسوند! در مورد مادرکشی؛ یکی از آشنایان دور ما در دهاتی اطراف شهر داراب، مادرش رو که اصرار داشت مستقل باشه و برای تأمین معاش خودش و دو فرزندش، مغازه ی کوچکی در حیاط خونشون دست و پا کرده بود و محصولات لبنی و جواهرات تزئینی‌ای که با غنچه ی گلهای وحشی درست میکرد رو می فروخت، طناب پیچ کرد و سوزوند. زن بیچاره با 90 درصد سوختگی به بیمارستانی در شیراز منتقل شد و روز بعد مرد! میدونم که بطور کلی این قتل شامل موارد قتلهای ناموسی میشه، اما میخواستم ببینم شما موارد دیگری از مادرکشی در ایران رو سراغ دارید؟ فراموش کردم بگم که از پسر قاتل شکایتی نشد و او با خواهر کوچکترش داره تنها زندگی میکنه. پدرشون هم سلامت عقلی نداره...