کارآگاه


+ گوشت انسان در یخچال قاتل سریالی

 

 

 

باشگاه خبرنگاران جوان

جفری دامر یکی از قاتلان سریالی پرآوازه در امریکاست که شهرت جهانی یافته  بود. او جزو آدمکش‌های زنجیره‌ای است که بیشتر جنایت‌های خود را  تحت تأثیر مصرف بیش از حد الکل انجام می‌داد و جنایت‌های هولناکی در پرونده او ثبت شده است.

این تبهکار از 18 سالگی به دلیل استفاده بیش از حد از الکل مجبور به جدایی از خانواده‌اش شد، پدرش او را مجبور کرده بود یا باید درس بخواند یا وارد ارتش شود. 34 سال پیش او داوطلب خدمت سربازی شد و دو سال بعد به دلیل مصرف بیش از حد الکل از ارتش اخراج شد.
این قاتل سریالی تمایلات همجنس‌گرایانه‌ای داشت و 25 سال پیش نخستین قربانی خود را که جوانی 19 ساله به‌نام «استیون هیکس» بود با ضربه‌ای بر سرش به قتل رساند. او پس از کشتن این جوان جسدش را درون کیسه‌ای در جنگل‌های اطراف ملک پدری‌اش به خاک سپرد.
 این قاتل یک سال بعد به جنگل برگشت و جسد قربانی را از زیر خاک بیرون کشید.وی در مدت چند سال 17 جوان را به به دام انداخته و به قتل رسانده بود. اطلاعات پلیس «اف‌بی‌آی» نشان می‌دهد این قاتل جوان علاقه زیادی به آدمخواری داشته است جفری پس از دستگیری در اعتراف‌هایش عنوان کرده بود با خوردن مقتولان خود به این باور رسیده که آن‌ها در درونش زنده خواهند شد.
جفری این به هیولای میلواکی شهرت داشت و روانشناسان و روانپزشکان زندان او را دارای بیماری اختلال شخصیت معرفی کرده‌اند.
جفری سرانجام در حالی که سعی در فریب جوان دیگری داشت به‌وسیله مأموران پلیس بازداشت شد.

 مامورانی که بطور اتفاقی وارد خانه او شده بودند در یخچال او یک قلب یک سر و مغز و چند کیلو گوشت و بیضه پیدا کردند.

این جوان توانسته بود از دست قاتل فرار کند و خود را به اداره پلیس برساند.اطلاعات پلیس از زندگی فردی جفری نشان می‌دهد او تا سن شش سالگی پسری شاد بوده که پس از یک عمل جراحی از لحاظ روحی تغییر شخصیت داده است.



وی همچنین به دلیل فرصت شغلی که برای پدرش به‌وجود آمده بود مجبور شد با خانواده‌اش از «آیوا» به «اوهایو» نقل مکان کند و این جابه‌جایی ناامنی روحی او را افزایش داد و به انزوا کشاند و در حالی که همسالانش سرگرم بازی بودند او لاشه‌های حیوانات مرده را جمع‌آوری می‌کرد.


در 14 سالگی جدایی پدر و مادرش به مشکلات روحی‌اش بیشتر دامن زد. او دیگر در دوره دبیرستان به خوبی درس نمی‌خواند و رفته رفته استفاده از الکل تأثیرات بدی در روحیه‌اش باقی می‌گذاشت و او را تبدیل به جانی می‌کرد.جفری پس از دستگیری به‌دلیل میزان جنایاتش به حبس ابد محکوم شد و در نهایت در 28 نوامبر 1994 میلادی به‌دست هم‌سلولی خود به قتل رسید

نویسنده : مهرداد بنی سعید ; ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳۱
comment نظرات () لینک

+ انتقام وحشتناک

مهرداد بنی سعید

- مقتول پسری 17 ساله اهل اندونزی

- پلیس بعد از حضور در صحنه جرم متوجه شد پسر در حال خواب به قتل رسیده

- قاتل از بالای سر با شلیک گلوله از فاصله کم او را به قتل رسانده

- قدرت اسلحه بالا بوده  به گونه ای که تکه های مغز به میزان زیادی به اطراف پاشیده بودند

- ساعت مرگ بین 8 تا 9 صبح بوده پدر و مادر قربانی گفتند که هردو انها شاغل بوده و ساعت 7:30 صبح به سر کار می روند  و از آنجا که زمان تعطیلات مدارس بوده پسرشان تا صبح پای کامپیوتر بوده و نزدیک ظهر ازخواب بیدار می شده

- پلیس در تحقیقات موفق نشد هیچ ردی یا شاهدی پیدا کند تنها اینکه قاتل از پنجره وارد خانه شده و هیچ چیز سرقت نشده

- پلیس انگیزه را انتقام دانست و متوجه شد پدر مقتول چندی پیش به دلیل کلاهبرداری شخصی را به مدت 2 سال به زندان انداخته

- با تحقیقات مشخص شده آن شخص هنوز در زندان است پس نمی تواند قاتل باشد اما او دو پسر داشت یکی از انها 22 ساله بود و تمام بار زندگی در نبود پدر بر دوش اوقرار داشت. پلیس با تحقیق از اطرافیان درباره پسر متوجه شد او پسری است که با باند های خلاف در ارتباط است و اقدام به خرده فروشی مواد  می کند با تمرکز پلیس بر او انجام باز جویی های او اعتراف کرد:

" تصمیم گرفتم با کشتن پسر خانواده جگر پدر و مادر او را که باعث دوری پدرم و به زندان افتادن او شده بودند را بسوزانم به همین جهت با زیر نظر گرفتن خانه آنها فهمیدم پدر و مادر او هر روزصبح بیرون می روند و پنجره اتاق او باز است و فاصله زمین تا آن پنجره کم است از کسانی که برایشان مواد جا به جا می کردم سلاحی گرفتم و آرام از دیوار بالا رفتم  و دیدم پسر خواب است بدون مکث تفنگ را روی سر او گذاشتم و شلیک کرد م با توجه به اینکه اطراف آنجا  کارگران مشغول تخلیه آهن بودند کسی صدای گلوله را نشنید سپس من هم سریع از همان پنجر پایین امدم و اسلحه را درون سطل اشغال انداختم."

 

نویسنده : مهرداد بنی سعید ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱٢
comment نظرات () لینک

+ قاتل کینه ای

مهرداد بنی سعید

- مقتول مردی 43 ساله متاهل دارای دو فرزند می باشد که سرکارگر یک مرغداری در اصراف شهر چیانگ مای کشور تایلند بوده

- پلیس پس از بررسی صحنه جرم متوجه شد بعد از اینکه قاتلان دست مقتول را از پشت بسته اند درحالی که او زنده بوده سر او را با دقت و مهارت خاصی بریده و پول های او رانیز سرقت کردند

- همسایه مجاور مرغداری به  پلیس گفت :

"اوایل شب، سگم زیاد پارس می کرد بیرون که رفتم دیدم سه نفر از مرغدانی به سمت جاده در حال حرکتند، به علت تاریکی چهره آنها را نتوانستم ببینم اما یک از آنها مو نداشت و سر تاس او در شب برق می زد²
- به علت جلوگیری از سرقت مرغداری و رسیدگی به وضعیت مرغداری هر شب یکی از کارگران در مرغداری می مانده و آن شب مقتول آنجا حضور داشته. در تحقیقات از 6 کارگر دیگر مشخص شد ان شب نوبت شخص دیگری بوده اما به دلیل اینکه زن او تازه وضع حمل کرده بود از سر کارگر درخواست می کند آن شب به جای او را در مرغداری بماند او همچنین اضافه کردکه یکی از کسانی قبلا در اینجا کار می کرده وبه علت مرغ دزدی اخراج شده بود را هفته قبل اینجا دیده بوده که در حال گشت زنی است

- با گفتن این جمله پلیس به محل پاتوق آن شخص در یکی از فاحشه خانه های شهر می رود و متوجه می شود که شخص مورد نظر دارای دوستی است که به علت بیماری ریزش مو سری تاس وبدون مو دارد و خود او همکنون به کار نقل و انتقال زنان روسپی مشغول است.

- بعد از بازجویی از مظنون او اعتراف کرد که :

"در زمانی که درآن مرغداری کار می کردم هر هفته چند مرغ می دزدیدم که سرکارگر این موضوع را فهمید و با اطلاع به رئیس باعث شد اخراج شوم هر چه به او التماس کردم که این کار را نکن به من توجه نکرد ،من نان آور 4 برادرم بودم ولی او اهمیت نداد و من را تحویل پلیس داد چون پول نداشتم 6 ماه در زندان بودم بعد از آن تصمیم گرفتم او را با درد زیاد بکشم به همین جهت با دو نفر از دوستانم شبانه سر وقت او رفتم و سرش را بیخ تا بیخ بریده و قسمتی از مغزش را در آوردم و به سگ همسایه دادم که بخورد"

- پلیس آلت قتل که دشنه ای بزرگ بود و او آنرا در اطراف مرغداری انداخته بود پیدا کرد و قاتلان را به دادگاه تحویل داد.

نویسنده : مهرداد بنی سعید ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳٠
comment نظرات () لینک

+ خودکشی ساختگی

مهرداد بنی سعید

- مقتول مردی سفید پوست ،انگلیسی تبار ،32 ساله بوده که تنها در خانه ای اجاره ای زندگی می کرده

- قتل بوسیله شلیک  اسلحه از زیر چانه با یک رولور مدل Smith & Wesson 500

- قاتلان سعی کرده اند قتل را خود کشی نشان دهند

- پلیس با آزمایش متوجه وجود مشروب با دز الکل بالا در بدن مقتول شد

- پلیس در تحقیقات متوجه شد مقتول شخصی قمار باز بوده و به اشخاصی مقادیر زیادی بدهکار بوده . در برسی از مظنونین پلیس متوجه می شود  یکی از آنها در زمان قتل حوالی خانه مقتول دیده شده در بعد از بازجویی او اعتراف کرد:

 "برای گرفتن طلبم با همکارم به خانه او رفته و بعد از آنکه متوجه شدیم او توانایی پرداخت ندارد ابتدا او را  با کاملا  مست کرده سپس با گذاشتن اسلحه  در دست و قرار دادن آن زیر چانه و کشیدن ماشه به دستان خودش او را به قتل رساندیم . چون می دانستیم او در خانه خود یک رولور قدرتمند دارد طوری صحنه را ترتیب دادیم که انگار خود کشی بوده.همچنین ما از ابتدای ورود به خانه به بهانه این که ناراحتی پوستی گرفته ایم دستکش در دست داشتیم."

- پلیس در نهایت با پیدا کردن بزاق قاتلان روی لیوان های مشروب وتطبیق با قاتلان پرونده را به دادگاه فرستاد.

نویسنده : مهرداد بنی سعید ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱
comment نظرات () لینک

+ قاتلان کلبه وحشت

مهرداد بنی سعید

وقتی کارآگاهان پلیس منطقه نیتاری هند اجساد مثله شده چند انسان را در اطراف ویلای متعلق به تاجر ثروتمند هندی به نام مونیندر سینگ پاندر پیدا کردند، هرگز نمی توانستند تصور کنند این ماجرا منطقه فقیرنشین نیتاری در اطراف دهلی نو را به مرکز توجه تمام مطبوعات جهان تبدیل می کند و یکی از فجیع ترین ماجراهای جنایی را رقم بزند.

با کشف 42 کیسه پلاستیکی که در داخل آنها تکه هایی از اجساد انسان وجود داشت، تعداد قربانیان کلبه وحشت هند به 40 نفر می رسید کارآگاهان پلیس فدرال هند جستجوی گسترده ای برای بررسی مسیرهای فاضلاب و نهرهای اطراف ویلای قتلگاه قربانیان آغاز کرده بودند.

با کشف این اجساد ،کارآگاهان در نخستین مرحله به سراغ تاجر ثروتمند و خدمتکار او سوندر کولی رفته و آنها را به عنوان مظنونان اولیه دستگیر کردند.

 قاتلان دخالت در تمامی جنایتها را انکار می کردند و تنها در جریان بازجویی های تخصصی سوندر کولی - خدمتکار مرد ثروتمند- مدعی شد او ۳ کودک را مورد آزار و اذیت قرار داده و قصد داشته اعضای بدن آنها را بخورد، چرا که فکر می کرده است آدمخواری باعث قدرت بخشیدن به او می شود، اما تاجر هندی همچنان سکوت می کرد.

در حالی که تاجر ثروتمند هندی و خدمتکار او در تمامی بازجویی ها منکر ارتکاب جنایت ها شده اند، هر 2 متهم برای بازجویی به دادگاه قادزیباد در اطراف دهلی نو انتقال یافته بودند، اما پس از پایان دادگاه وقتی آنها در حال خروج از دادگاه بودند از سوی گروهی از وکلا و مردم خشمگین که در بیرون دادگاه در انتظار آنها بودند به آنها حمله شد. تا جایی که تاجر ثروتمند (مونیندرسینگ) بیهوش شد. شبکه های تلویزیونی هند بعد از این درگیری، گزارش های کوتاهی از صحنه حمله به این 2 متهم پخش می کردند که در آنها حمله کنندگان با مشت و لگد دو متهم را کتک می زدند، در صحنه ای از این گزارش ها یک مامور پلیس در حالی که خودش را بر روی مرد ثروتمند انداخته بود، او را از حمله مهاجمان در امان نگه می داشت.

 

 

 

 

بررسی های صورت گرفته بر روی قربانیان نشان می دادآنها همگی خفه شده بودند و اجسادشان پس از تکه تکه شدن در داخل فاضلاب و نهرهای اطراف خانه ویلایی رها شده بود.

برخی از افسرانی که بر روی این پرونده کار می کردند همچنین این احتمال را می دادند که قربانیان برای تجارت غیرقانونی اعضای بدن به قتل رسیده باشند.اما به نظر بازجویان ، هیچ مدرکی که نشان دهد این جنایتها با تجارت اعضا در ارتباط بوده یافت نشد. خانواده های این کودکان معتقدند افراد محلی در قتل کودکانشان دست داشته اند.

آنها می گفتند: "این قتلها در طی 2 سال و با شیوه ای سازماندهی شده صورت گرفته است. سونی بیسواز پدر یکی از کودکان قربانی می گفت: قاتلان هرگز به روستا نمی آمدند و بنابراین احتمال اینکه افراد محلی کودکان را ربوده باشند و آنها را در اختیار مرد جنایتکار و یا خدمتکارش قرار داده باشند زیاد است."

شد مقتولان کودکان و زنانی از خانواده های بسیار فقیر هستند که طی 2 سال به طور عجیبی ناپدید شده بودند اما با وجود گزارش خانواده هایشان به پلیس، ماموران کاری در این مورد صورت ندادند، برای همین احساسات عمومی به شدت برانگیخته شده بود و مردم  زیادی با حضور در محل کشف اجساد با روشن کردن شمع به ابراز احساسات برای قربانیان حادثه می پرداختند. هر بار که خانواده ها به پلیس مراجعه کردند آنها پاسخ دادند که کودکانشان احتمالا از خانه فرار کرده اند و به زودی بازمی گردند.

منبع: سایت همشهری آنلاین 

نویسنده : مهرداد بنی سعید ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٩
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد